محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

غیبت طولانی و جشن دندونی

1391/10/2 11:44
نویسنده : مامان مریم
1,560 بازدید
اشتراک گذاری

سلام

با عرض شرمندگی به دلیل غیبت چند ماهه

تو این ماه ها اتفاقات زیادی رخ داده که توی این فرصت پیش آمده میخوام براتون بازگو کنم و توی دفتر خاطرات یگانه پسر زندگیم حک کنم ...

دقیقا یازدهم تیرماه بود که متوجه شدم گل پسرم اولین موارید زندگیش جوونه زد و به دنیای ما یه عالمه شادی بخشید ، محمدم با تمام وجودم این اتفاق خوشایند رو بهت تبریک میگم ...

توی مرداد ماه بود که تصمیم گرفتم جشن دندونی بگیرم و تابااین بهونه هم افطاری داده باشم و هم دور هم شب خوشی رو سپری کرده باشیم ، خیلی خیلی فکر کردم تا تصمیم براین گرفته شد که تم جشن رو رنگین کمون طراحی کنم 

روزها طول کشید تا همه چیز فراهم شد چون تو خیلی فضولی میکردی و تا بساط رو پهن میکردم میومدی و همه رو میریختی بهم ، منم هی حرص میخوردم و دوباره جمع میکردم تا جنابعالی بخوابی ...

ولی در کل روزهای خاطره انگیزی بود که هیچ وقت فراموش نمیکنم ...

  نوبتی هم باشه ، نوبت عکس هاست تا ببینی که مامان چقدر زحمت کشید 

(از خودم تعریف کردم ... )

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ...

 

 

تزیینات میز

تزیینات میوه

کارت دعوت

تزیینات گیفت ها

تزیین سفره قبل از خوردن غذا

اینم تزیینات خونه که متاسفانه قبل از اومدن مهمونا تعدادی از بادکنک ها ترکیدن ...

وحالا گل پسری .....................

قربون اون خنده هااااااااااااااااااااااااتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

تو این عکس آقا محمد تصمیم گرفته که خودش کیک بخوره

الهی که مامان فدات بشه ...

اینم عکس دختر خاله ( فریما خانم )

نوبتی هم که باشه ، نوبت کادوهاست...

دست همگی درد نکنه

بابا جون و مامان جون (مادری )                   30000 تومان

آقاجون و مادر جون ( پدری )                       30000 تومان

عمه معصوم و عمو کامران                        30000 تومان

عمورضا و زنعمو منصوره و طاهاخان            20000 تومان

عموعلی وزنعموسحرومحمدفرزام جون           عروسک بره ناقلا

دایی نویدوزندایی عاطفه                  اسباب بازی ( تانک ) و 10000 تومان

خاله زهراوعمومنصوروفریماخانم                    لباس ( شلوارک )

خاله زینب و عمو محمد                    اسباب بازی ( اتوبوس )

در آخراز همه بابت هدایایی که دادن تشکر میکنم            

امید زندگیم انشااله صد ساله باشی و سلامت تا من با تمام وجود بتونم بهت خدمت کنم ... 

البته ناگفته نمونه که تدارکات شام (افطاری ) هم چیده شده بود که شامل چلوکباب و پیراشکی و آش دندونی وسالاد بود که زحمت آش رو مادر جون (مادر مامان ) کشیده بودن که دستشون درد نکنه ...

میوه ، کیک ، زولبیا و بامیه ، چایی و رنگینک هم جزئ پذیرایی بود که متاسفانه به هنگام خوردن افطاری گل پسر خوابشون میومد و بنده موفق به عکس گرفتن نشدم که زیاد هم مهم نیست ، خاطره ها همیشه در ذهن آدم ها باید ثبت بشه ... 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان اتنا
12 آذر 91 14:48
سلام مریم جون خوبی؟فرشته کوچولوت چطوره؟ولی مامانی ما این چند ماه همیشه اومدی وب پسرتون ولی خبری نبود وبرمیگشتیم دلمون تنگ میشه زود زود بیاید


سلام مرسی از اینکه به یادمون هستید ، ما هم دوستون داریم و قول میدیم که زود زود بیایم ، منم همیشه به وب تون سر میزنم و جویای حالتون هستم
پویا تم
18 آذر 91 11:28
سلام گلم برا طراحی تم تولدوجشن دندونی با عکس کودک دلبندتون به وبلاگم سر بزنید با یک طرح رایگان
مامان اتنا
29 آذر 91 12:11
خسته نباشی خیلی عکساخوشگل بود .من یکی از عکسارو با اجازه بردارم


خواهش میکنم عزیزم ، حالا از کدوم خوشت اومده ؟